تاریخ : چهارشنبه, ۱۵ تیر , ۱۴۰۱ 7 ذو الحجة 1443 Wednesday, 6 July , 2022
0

از رکس تا متروپل!

  • کد خبر : 20956
  • ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۰۴
از رکس تا متروپل!
هنوز چند روزی از فاجعه متروپل نگذشته بود که بامداد روز چهارشنبه در یک حادثه تکراری قطار مسافربری مشهد - یزد در ۸۵ کیلومتری طبس از ریل خارج شد.  حادثه ناگواری تا هنگام تحریر این مطلب 17 فوتی و بیش از 50 نفر مصدوم داشته است که حال برخی از مصدومان وخیم است! شبیه حادثه ای که چند سال پیش برای زائران حرم رضوی در قطار تبریز-مشهد رخ داد و تلفاتی جبران ناپذیر داشت.

رجال تبریز/

کمتر روزی در این دیار پیدا می شود که به وقت سپیده صبح و زمانی که سر از بالش برمیداریم فاجعه ای رخ نداده باشد و خاطری مکدر نشده باشد. گویا ما در سیر قهقرایی حوادث تلخ گیر افتاده ایم که به حلقه ای سراسر مصیبت می ماند. پر بیراه نیست اگر ایران را به صفحه حوادث روزنامه ها شبیه بدانیم که هر روز گوشه ای از آن داغدار یک مصیبت است. قرار بود کرونا که تمام شد، نفس راحتی بکشیم و اگر آقایان مسوول اجازه دهند و به خاطر مبارکشان بر نخورد، کمی زندگی کنیم. اما گویا کرونا در ادامه سلسله مصائبی است که پایانی بر آن متصور نیستیم. در کنار این چند سالی که با کرونا دست به گریبان بودیم و در سایه کشمکش های سیاسی پشت پرده و بعضا کوتاهی های تعمدی خیل کثیری از هموطنانمان را از دست دادیم، حادثه واژگونی اتوبوس خبرنگاران،  خاموشی‌های گسترده تابستان ۱۴۰۰، تحصن کشاورزان در زاینده‌رود، بریدن سر زن ۱۷ ساله اهوازی، موج جدیدی گرانی در سایه حذف ارز ترجیحی، اعتراضات خوزستان و آلودگی هوا و در نهایت فاجعه متروپل و امروز تصادف قطار مسافربری زنجیره ای از مشکلات و مصائبی است که جامعه خسته ایران مجبور است روزانه با آن سروکله بزند. آنچه گفته شد تنها مربوط به این یکی دو سال اخیر است و پیشتر تصادف قطار تبریز-مشهد، فاجعه پلاسکو و و و همه و همه نشان از بار روانی فجایع بر پیکره ذهنی شهروند ایرانی دارد. بعد آقایان جامعه شناس از پایین بودن درصد تحمل پذیری و بالا بودن نزاع خیابانی و جرایم مختلف سخن می گویند که البته با این حجم از بار روانی مشکلات امری بدیهی به نظر می رسد.  از مرداد ۵۷ تا خرداد ۱۴۰۱، از رکس تا متروپل. بعد از ۴۴ سال هنوز درد آن سینما بر پیکره مردم شهر سنگینی می‌کرد که حالا متروپل آمده تا نه که تسکین بلکه تمدید درد باشد. فجایع و حوادث ناگوار قدری از دایره انصاف خارج شده اند، فرصت سر خواراندن، تنفس مجدد نمی دهند. کاش حوادث هم مثل بازی فوتبال بین دو نیمه داشت تا قدری استراحت کنیم و نفسی چاق کنیم برای آغاز ماراتن بدبختی ها. گویا ناف این سرزمین را با بدختی بریده اند و گویی همراه و همزاد بلا و مصیبت هستیم و این خصیصه سرنوشت مختوم همه ایرانی ها همین است و بایستی گذراند تا این چند صباح عمر بگذرد و بعید هم نیست که هر کدام از ما در فدایی یکی از این فجایع باشیم. واژه بحران در عمده بخش های جامعه ما موضوعیت دارد و کمتر جایی را سراغ داریم که آرامشی در آن برقرار باشد. در این هیاهوی مرگ و بدبختی برخی را خواب برده و بر شوره زار وجدانشان آفت قحطی رسیده است. در این سرزمین همیشه در سوگ از دردی به وسعت یک ملت و حسرتی به بزرگی فلات ایران می گویم! اینجا نسخه درمان یک مصیبت و فراموشی آن مصیبت دیگری است، ما اینجا مصیبت را با مصیبت درمان می کنیم، اینجا شرافت خیلی ها همچون دریاچه ارومیه رو به خشکی است و مردوت و جوانمردی آن دیگری ها همچون کارون و هامون خشکیده است. بعد از آبادان نوبت یزد بود و معلوم نیست فردا باید داغدار و سیاهپوش کدامین خطه از مام وطن باشیم؟!

لینک کوتاه : https://rejaletabriz.ir/?p=20956

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها