تاریخ : دوشنبه, ۲۶ مهر , ۱۴۰۰ 12 ربيع أول 1443 Monday, 18 October , 2021
0

به کمی محبت نیاز داریم!

  • کد خبر : 12093
  • 06 شهریور 1400 - 9:39
به کمی محبت نیاز داریم!
چقدر جامعه ما به ادب، هنر، مسئولیت‌پذیری ، محبت، صبوری، فرهنگ مدارا و بسیاری از چیزهای دیگر شدیداً نیاز دارد، خدا می‌داند ...

عرض می شود که در طبقه دوّم منزلی که بنده زندگی می‌کنم،
آپارتمانی هست که همسایه محترم دیگری در آن زندگی می کند؛ یک شب، بنده که به خانه آمدم تاماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان‌های همسایه محترم، ماشین‌های خود را ردیف گذاشته اند جلوی خانه و از قرار معلوم، دسته جمعی با میزبان رفته اند شمیران!!!.

من هم ناچار ماشینم را بردم تعمیرگاه و نامه‌ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین‌ها گذاشتم به این مضمون؛
«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان را چندمتر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا تعمیرگاه بروم!

ارادتمند؛ فریدون مشیری»

صبح که از منزل بیرون آمدم،
دیدم یکی از مهمان‌ها که خطاط معروفی است -و نامشان استاد بوذری است- از قرار جزء مهمان ها بوده!!
با خط‌خوش، نامه‌ای نوشته و به در منزل من چسبانده! او نوشته بود؛
«آقای مشیری! در پاسخ ِ مرقومه عالی؛
«گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!!»
ودر خاتمه به عرض می‌رساند؛
اطاعت می‌کنم جانا که از جان دوست تر دارند،
جوانان سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را،

من هم برای ایشان نامه‌ای نوشتم؛ البته منظوم، به این شرح:

هنوز خطِ خوش ِ تو، نوازش بَصَر است،
هنوز مستی این جام جانفزا
به سَر است!

فضای سینه ام از نامه تو
باغ گل است،
هوای خانه‌ام، از خامه تو
مُشک ِ تَر است!

ترا به «خطِ» تو می بخشم،
ای خجسته قلم،
که آنچه در بَر من جلوه می‌کند هنر است!!

جواب خط تو را هم به شعر خواهم گفت،
اگرچه خط تو از شعر من
قشنگ تر است!!

به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد
هنوز ذوق و هنر، دام و دانه بشر است!!

شبی ز راه محبّت بیا به خانه ما
ببین که دیده مشتاقِ شاعری، به در است!!»

🔶نسل پیشین روادارتر و مهربانانه‌تر به پدیده‌ها و رویدادها نگاه می‌کردند.
انگار هنر و ادب و بردباری سه ضلع تثلیث زیبایی و نیک‌خواهی است.
هرچه از هنر و فرهنگ و ادبیات و بردباری فاصله گرفتیم ، بر تندخویی و پرخاشگری و هتاکی‌هایمان افزون شد.
هرچه مهر و عشق و محبت را از قلب خود راندیم و فقط بر زبان خود نشاندیم، منجمدتر و بی‌روح شدیم.
مولانا فریاد می‌زد تا با محبت به یکدیگر، تار و پود خویش را زرباف سازیم :
✅از محبت ، نار، نوری می‌شود
✅از محبت شیر، موشی می‌شود
✅از محبت، نيش، نوشی می‌شود
✅از محبت، خارها، گل می‌شود

چقدر جامعه ما به ادب، هنر، مسئولیت‌پذیری ، محبت، صبوری، فرهنگ مدارا و بسیاری از چیزهای دیگر شدیداً نیاز دارد، خدا می‌داند …

لینک کوتاه : https://rejaletabriz.ir/?p=12093

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها