تاریخ : پنج شنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۰ 22 ربيع أول 1443 Thursday, 28 October , 2021
0

خیر الأمور أوسطها!

  • کد خبر : 11255
  • 05 مرداد 1400 - 10:24
خیر الأمور أوسطها!
تا دیروز که آن مجری اش می گفت هر که دوست ندارد، جمع کند از ایران برود و امروز این مجری اش به ورزشکاری که جمع کرده و رفته، این گونه می تازد که چرا رفته است!

ما جماعت همه یا هیچیم! به این مضمون که همیشه روزگار بر با میانه روی میانه ای نداشته ایم و اساس زندگی اجتماعی مان که منبع قضاوت های روزانه ماست، عمدتا بر پایه تندروی و کندروی استوار بوده است. این رویه نامیمون باعث شده تا در اکثر مواقع قضاوت ها و تصمیم گیری هایمان فرسنگ ها با حقیقت موجود و عدالت فاصله داشته باشد. داستان المپیک و نحوه برخورد ما با فروغی و کیمیا علیزاده هم درست بر همین سیاق بوده و لازم به بازخوانی به نیت اصلاح این رویه بود.

کیمیا دو سال و نیم پیش به هلند رفت و در فضای خاص پس از اتفاقات آبان ماه و سقوط هواپیمای اوکراینی، زبان به انتقاد از اوضاع و احوال هم گشود و گفت نمی‌خواهد ابزار تبلیغی باشد و رنجش خود را از سخن یکی از علما که اتفاقا مشهور به حسن خلق و میانه روی هم هست، ابراز داشت و بعد از آن به آلمان رفت و درخواست پناهندگی داد. کیمیا علیزاده، هر چند پدیده المپیک توکیو نبود، اما مهم ترین سوژه روز دوم المپیک برای ایرانی ها شد. او که در المپیک قبلی در رشته تکواندو برای ایران مدال برنز آورد، امسال اما در قالب تیم پناهندگان به المپیک رسید و دست برقضا، اولین مسابقه اش در مقابل حریفی از ایران بود که برد. رقابت کیمیا و ناهید برای ایرانی‌ها یک رقابت معمولی نیست، هیجان ندارد اما مهم است. خیلی‌ها هنوز به نتیجه نرسیده‌اند که چه احساسی نسبت به پیروزی یا باخت هریک از آنها خواهند داشت. نمی‌توانند تصمیم بگیرند باید از پیروزی کدامیک خوشحال باشند یا نه. چون پیروزی هریک، تنها بخشی از وجود ما راضی نگه می‌دارد! کاروان ورزش ایران در تکواندو و قایقرانی روئینگ و تیراندازی، تپانچه بادی و تیراندازی تفنگ یکی پس از دیگر باختند، حتی به نزدیکی یکی از سکوهای سه‌گانه هم نرسیدند! اما بازندگان همیشگی، ورزشکاران کاروان ایران در المپیک توکیو نبودند، بلکه گزارشگران صداوسیما بودند. حضور یک ورزشکار ایرانی با پرچمی غیر از ایران مانند همه تابوهای دیگر صداوسیما را وادار به حرکات عجیبی کرد. این نحوه نگاه به مبارزه کیمیا و ناهید و برخورد زشت با این داستان البته صرفا مختص صداوسیمای فاجعه ما نشد و در شبکه های اجتماعی هم شاهد تندروی و کندروی ها بودیم و کمتر کسی بر مسیر اعتدال سخن گفت. از طرفی برخی هم از آن ور بام افتادند و سعی داشتند تا مدال طلای فروغی را با موضوعات سیاسی پیوند دهند و احترام نظامی اش را با کار او به عنوان یک پرستار در سوریه علم عصیان نمایند و مدالش را زیر سوال ببرند. خراسانی و کاویانی از همان ابتدای کار با ادبیاتی سخیف و روی اعصاب رو در حال جمع و جور کردن داستان این مسابقه بودند و برخی هم همه تلاششان این بود تا مدال فروغی، بی ارزش نماید. توهم توطئه هم در میان مجریان این رسانه کم نمود نداشت و در طول مسابقه اولا از آوردن اسم کیمیا ابا داشتند و ثانیا  با این مسابقه به مثابه یک توطئه برخورد می‌کردند. صداوسیما به راحتی می‌توانست قید پخش این بازی را بزند، مثل خیلی از برنامه‌هایی که به‌خاطر مثلا ملاحظات پوچ و سیاست‌های من درآوردی سازمان، مخاطب ایرانی آن‌ها را در رسانه ملی نمی‌بیند. اما از آنجایی که همه برنامه‌هایشان را براساس شکست احتمالی کیمیا تنظیم کرده بودند تا به سرنوشت کسانی چون این دختر را به مخاطبان خود یادآور شوند، در مقابل پیروزی او قرار گرفتند و ناچار به اتخاذ مواضع عجیب وغریب شوند. خلاصه این که در پخش این بازی، صداوسیما بازنده بزرگ بود. صدا و سیما بگوید مردم به کدام سازش برقصند؟! تا دیروز که آن مجری اش می گفت هر که دوست ندارد، جمع کند از ایران برود و امروز این مجری اش به ورزشکاری که جمع کرده و رفته، این گونه می تازد که چرا رفته است! روزهای اولیه المپیک خاطرات خوبی برای ملت ما رقم نزد، باز مسیر قضاوت را اشتباه رفتیم و بی مهابا سخن گفتیم، مثل همیشه!

وحید خدادادی/روزنامه نگار

لینک کوتاه : https://rejaletabriz.ir/?p=11255

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها